تبليغاتX
زندگی
قالب وبلاگ

زندگی
زندگی مثل دریاست گاه آرام گاه طوفانی 
لینک دوستان
چت باکس


سلام به دوستای عزیزمر

امیدوارم که خوب و خوش و از همه مهمتر سلامت باشین....Smiley

میدونین که این ماه،ماه امتحاناست و ما بایدفقط سخت رنج و سختی بکشیم و فقط کتاب و درس...

[تصویر: pichak.net-55.gif]

امتحانامون از این شنبه یعنی 30اردیبهشت شروع و 27 خرداد تموم میشه و ما فقط 10 تا امتحان داریم این لابه لا 19 روز تعطیلیم واسه امتحان ریاضی 5 روز کامل وقت داریم خورده به تعطیلات 14،15 خرداد واسه امتحان ادبیات 2روز و اما واسه شیمی و عربی 1 روز وقت گذاستن                                                                                                                          

دستم به دامناتون،تورو خدا واسم دعا کنین تا معدلم از ترم قبلی بیشتر بشه این واسم خیلی خیلی مهمه اگه دعا کینین خیلی ممنون میشم.....

فردا مامانم و داداشم محسن میرن مسافرت و یه هفته دیگه میان و من و داداش بزرگم محمد میمونیم اول قرار بود فریبا یکشنبه بیان ولی نامردا تا پنجشنبه واسشون کلاس گذاشتن ما هم میریم خونه ی ویدا خواهرم چون خونه ی خودمون کی غذا درست کنه کی میخواد ریختو پاش هارو جمع کنه؟ البته خواهرمم تا ساعت 2 سره کاره اونجا هم باید یا فست فود یا غذای یخ زده بخوریم خلاصه باز فرقی نکرد خونه ی خودمونم همین اتفاقه دیگه ولی خونه ی خودمون 2 نفری حوصلم سر میره اما 4 نفری بهترتره ....

خلاصه بازهم از شما درخواست دعا دارم امیدوارم که دعاهاتونو خدا بشنوه دیگه خیلی اذیتتون کردم خداحافظ  ...آپ بعدی ایشاالله بعد امتحانا با خاطره آسوده....

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:31 ] [ نسترن ]
سلام سلام و سلامSmiley

حال دوستای عزیزم چطوره؟ همگی خوبین؟ خوش میگذره؟دلم واستون تنگ شده بود ، اخه 1 ماه که آپ نکرده بودم  اگه حال منو میپرسین من که اصلن خوب نیستم چون این هفته کلا امتحان داشتیم و هفته ی بعد هم اینطور ادامه داره و امتحان عربی وزبان و شیمی رو دادیم انقدو من هر سه تارو افتضاح دادم اونقدر خونم اینم نتیجش به جای اینکه نمره ی خوبی بگیرم و همه ی خستگی هام از تنم برون برن دوبرابر شدن ...الان در حالتی هستم که میخوام خودمو خفه کنم من هم عربی  و شیمی 18.5 شدم و زبان و هم همین حول و حوشا میشم دارم دیوونه میشم تو رو خدا واسم دعا کنین که بقیه رو لاقل خوب بدم... تو عید هر چی بهمون خوش گذشته یا نگذشته بود و با این امتحانای نحسشون تلافی کردن....

دیگه فقط 1 ماه از مدرسه ها مونده و امتحانای ترم دوم داره روز به روز نزدیک تر و نزدیک تر میشه تورو خدا ازتون میخوام که باز واسم دعا کنین که معدل ترم دومم از ترم اولم بیشتر بیاد حتی اگر 1 شدم هم شده به امید آن روز... خیلی ممنونم امیدوارم که شما هم به همه ی خواسته ها و آرزوهاتون برسین...


[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 15:12 ] [ نسترن ]
سلام به دوستای عزیزم ....
این آخرین پستیه که دارم تو سال 1390 میذارم امروز و فردا آخرین روزای این سالن... سال جدیدی داره میاد و اما دوستی ما با شما دوستای وبلاگم داره قدیمی تر میشه....
این اولین عید نوروزیه که بدون بابام میخواد بگذره بدون بابا خیلی سخته وقتی میبینی که پارسال همین موقع ها بابا زنده بودو.....
از جلوی چشمام نمیره پارسال من و خواهرم رفته بودیم واسه خرید سفره ی هفت سین دقیقا دو سه روز جلوتر بابا گیر داده بود که سفره رو زود پهن کنین دقیقا همین موقع ها بود ؛ همیشه وقتی به بابا میگفتیم که تو مناسبتا بیاد و با ما عکس بندازه نمیومد و میگفت من حوصله ندارم شما بیاین اما پارسال تا سفره ی هفت سین رو پهن کردیم از رو مبلی که همیشه جایگاهش اونجا بود پاشد و بدون اینکه ما بهش بگیم پاشدو اومد سر سفره نشست و گفت خو عکس بنداریم دیگه اما امسال حتی یه سبزه هم نخریدیم ..........
همیشه عاشق شیرینیه نارگیلیو نخود چی بود و همیشه تا 12،13 جعبه ار این شیرینیا میگرفت به قول خواهرم که اون روز میگفت ما هم همیشه شاکی بودیمممم ....
بابا جونم
کاش امسال هم بودی و مثل همیشه بوست میکردم و میگفتم بابا عیدت مبارک اما اینو بدون که بی تو عید واسم هیچ معنایی رو نداره ... .....
بابا پارسال تو عید با زور ما در حالی که کمی بی حال بودی اما چون هر سال عید میرقصیدی نخواستی دلمون رو بشکونی پاشدی و با مامان رقصیدی کاش امسالم بودی و واسمون میرقصیدی ....
بابا دلم تو رو میخواد دلم واسه اون صدات دلم واسه اون (نسی بالام)گفتنت تنگه دلم  اون آغوش گرم باباییتو میخواد دلم دیدن اون چهره ی مهربونتو میخواد اماااااا.....
خیلی برام سخته که عیدو برات سر خاکت تبریک بگم خیلی سخته که.......
بابا اینو بدون که جات تو خونه خیلی خالیه 342 روزه که رفتیو مامان تموم این روزا رو داره از دوریه تو گریه میکنه موهاش از غم ندیدن و رفتن تو سفیده سفید شده ...
بابا جوووووونم خیلی دوست دارم همیشه تو قلبمی حتی واسه یه لحظه هم که شده تو رو فراموش نمیکنم خیلی دوست دارم عیدت مبارککککک بابا جوووووووووووونم ....

تو این حال و هوای عید خیلی خیلی دلم هوای بابامو داره ببخشید که سرتون رو درد آوردم سال نو همگی مبارک امید وارم که سال  خیلی خیلی خوبی رو داشته باشیم و با تموم شدن سال 90 تموم غم ها و غصه ها هم تموم شن ...آرزوی آرزو هاتون رو دارم ....

[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 12:17 ] [ نسترن ]
سلام سلام و سلام

خوبین؟خوشیـــــــــن؟خوش میگذره؟؟؟ اگه  حاله منو میپرسین منم خوبم   ....                   سه شنبه کارنامه های مارو دادن نمیدونستم خوشحال  باشم یا ناراحت (نمیدونستم 19,50 به بالا میارم یانه ؟؟؟ زنگ تفریح اول از هرکی میپرسیدم میگفتن که هنوز مامانت نیومده  منم تا زنگ دوم اگه معدلمو نمیدونستم دق میکردم  از مشاوره ی مدرسمون پرسیدم که معدلم چند شد؟؟؟ گفت دقیقا نمیدونم فک کنم   19,50 یا 60 شدی ولی شاگرد اول شدی (منم یوهووووووووووووووووووووووووو) چون من معدل حدود 19,50 به بالا میخواستم خلاصه واسم قانع کننده بود بعد دوستامم معدلشونو پرسیدن و گفت بیاین بریم بهتون بگم چند شدین ما هم رفتیم و من معدلم شد 19,63  دوستم آیدا شد 19,52و اونیکی دوستم شد 18,61 ولی باز خدا رو خیلی خیلی شکر میکنم چون به خواستم رسیدم چون خیلی از دوستام که پارسال تو درساشون خیلی خیلی زرنگ بودن و حتی امسالم درساشون خوب بود معدلشون 17 و 18 اومد اصلن وقتی ازشون پرسیدم معدلشونو گفتن همین جوری موندم اصلن فکرشو نمیکردم ....

تو 6 تا کلاس اول تو مدرسمون ،من دومین نفر و دوستم سهیلا که تو کلاس دیگه بود اولین نفر شد اون معدلش شد 19,86 ولی گفت میخوام نمره ی انظباطمو که 19 شده بود اعتراض بدم وبعد معدلم 19,90 بشه....امسال بعضی از معلما خیلی نامردی کردن حتی 25 صدم هم بهمون ندادن  ورزش من شدم 19,75 خیلی نامردی کردن....

خلاصه دیگه نمیخوام سرتون رو درد بیارم مرسی که اومدین....


[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 21:30 ] [ نسترن ]
سلااااام
بالاخره امتحانام به امید خدا تموم شدن و من یه نفسه راحت کشیدم....

دیروز تو این فکر بودم که موقع امتحانات یه ساعت میرفتیم مدرسه و میومدیم و تو یه روز فقط یک امتحان داشتیم ولی الان باید تو یه روز حداقل دوتا امتحان رو بدیم(فک کنم دوره ی امتحانا بهتر بود  ) اما اگه طرز فک عوض بشه نشون دهنده ی اینه که واقعا راحت شدیمممممم...
از امروز تا جمعه هیچ درسی رو ندارم هیچ کتابی در دسترس نیست....

[تصویر: pichak.net-55.gif]



به زودی کارنامه هامون رو هم میدن خیلی استرس دارم کاشکی معدلم حداقل 19.50به بالا بیاد...

فریبا هم هفته ی بعد پنجشنبه جمع میاد از عاشورا تاسوعا ندیدمش یعنی از یک ماه بیشتره دلم براش خیلی تنگ شده (فریبا خواهری خیلی دوست دارممممم)

خوب من واسه همه تو امتحاناشون آرزوی موفقیت رو دارم و امیدوارم که به خواسته هاشون برسن...
شاد شاد شاد باشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــید....
[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 11:59 ] [ نسترن ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب